رادیو
امروز داشتم توی ماشین رادیو تهران رو گوش میدادم نمی دونم چه برنامه ای بود ولی در مورد خرید کردن بود 2 تا مجری مرد و یک مجری خانمیکی از مجری های مرد داشت پیامک های مردم رو می خوند رسید به این پیامکی که شنونده توش گفته خانم مجری من از اجرای شما خیلی خوشم میاد و عاشق صدای آسمانی شما هستم و این صدا به من آرامش میده عباسی از تهران
خانم مجری هم گفت تشکر می کنم از آقای عباسی که بلافاصله مجری مرد گفت البته ننوشته که آقا یا خانم ممکنه خانم عباسی باشه
خانم مجری گفت البته اگر صدای آسمانی هم هست لطف خداست و از اینجور تعارفات
در همین حین که خانم مجری داشت تعارف می کرد معلوم نبود چی به مجری ها مرد گفته بودند که سریع یکیشون گفت البته این شنونده ما خانم بودند و اون یکی هم گفت بله با این روحیه لطیف و احساسی که در پیامکشون بود حتما خانم بودند
واقعا معلوم نیست به کجا داریم میریم که اگر یک مرد بگه صدای یک مجری خانم به من آرامش میده اسلام زیر سوال میره که اینها اینجوری داشتن ماست مالی می کردند خوب بابا مجری خانم نیارید توی صدا و سیما اینهمه هم نیاز نیست ماست مالی کنید
- نوشته شده توسط محمد استرابي در تاريخ 1390/11/07 ساعت 11:11:50
-
(1 نظر)
-
(نظر بدهيد)
خاکبازی
امروز با دیدن تیتر یک خبر در سایت الف چشمهایم چهارتا شد<<بانک هایی که خاک بازی می کنند!>>
نویسنده خبر یک چیزی راجع به خاکبازی شنیده ولی خوب ظاهرا از اصل جوک خبر نداشته بنده خدا!
لینک خبر اگر هنوز باشه
- نوشته شده توسط محمد استرابي در تاريخ 1390/11/04 ساعت 4:20:57
-
(0 نظر)
-
(نظر بدهيد)
حباب
این مطلب را دوست عزیزی برای من ایمیل کرده بود بدلیل شباهتی که به اوضاع کنونی ما دارد خالی از لطف ندیدم که اینجا آورده شوديكي بود يكي نبود. يك كشور كوچكي بود. اين كشور يك جزيره كوچك بود. كل پول موجود در اين جزيره 2 دلار بود؛ 2 سكه 1 دلاري كه بين مردم در جريان بود.
جمعيت اين كشور 3 نفر بود. تام مالك زمين جزيره بود. جان و ژاك هر كدام يك سكه 1 دلاري داشتند.
- جان زمين را از تام به قيمت 1 دلار خريد.
حالا تام و ژاك هر كدام 1 دلار داشتند و جان مالك زمين بود كه 1 دلار ارزش داشت.
دارايي خالص كشور 3 دلار شد.
- ژاك فكر كرد كه فقط يك قطعه زمين در كشور وجود دارد و از آنجايي كه زمين قابل توليد نيست، ارزشش بالا خواهد رفت.
بنابراين 1 دلار از تام قرض كرد و با 1 دلار خودش، زمين را از جان به قيمت 2 دلار خريد. تام يك دلار به ژاك قرض داده است. بنابراين دارايي خالص او 1 دلار است.
جان زمينش را به قيمت 2 دلار فروخت. بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است. ژاك مالك زميني به قيمت 2 دلار است، اما يك دلار به تام بدهكار است. بنابراين دارايي خالص او 1 دلار است.
دارايي خالص كشور 4 دلار شد.
- تام ديد كه ارزش زميني كه يك وقت مالكش بود افزايش يافته است. او از فروختن زمين پشيمان شده بود. تام يك دلار به ژاك قرض داده بود. پس 2 دلار از تام قرض كرد و زمين را به قيمت 3 دلار از ژاك خريد.
در نتيجه، حالا مالك زميني به قيمت 3 دلار است. اما از آنجايي كه 2 دلار به جان بدهكار است دارايي خالص او 1 دلار است. جان 2 دلار به تام قرض داده است. بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است.
ژاك اكنون 2 دلار دارد. بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است.
دارايي خالص كشور 5 دلار شد. حبابي در حال شكلگيري است.
- جان ديد كه ارزش زمين در حال بالا رفتن است. او هم تمايل داشت مالك زمين شود. 2 دلار داشت و 2 دلار از ژاك قرض كرد و زمين را به قيمت 4 دلار از تام خريد. در نتيجه، تام قرضش را برگرداند و حالا 2 دلار دارد. دارايي خالص او 2 دلار است. جان مالك زميني به ارزش 4 دلار است اما چون 2 دلار از ژاك قرض كرده است دارايي خالص او 2 دلار است. ژاك 2 دلار به جان قرض داده است و بنابراين دارايي خالص او 2 دلار است. دارايي خالص كشور 6 دلار شد، اگر چه كشور همان يك قطعه زمين و 2 سكه 1 دلاري در گردش را دارد.
- همه پول بيشتري داشتند و خوشحال و خوشبخت بودند تا اينكه يك روز افكار نگرانكنندهاي به ذهن ژاك خطور كرد.
«هي، كجاي كاري؟ اگر افزايش قيمت زمين متوقف بشه، اونوقت جان چطوري ميتونه قرض منو پس بده. فقط 2 دلار تو كشور هست و فكر كنم بعد از اين همه معامله، ارزش زمين جان حداكثر 1 دلار باشه، نه بيشتر.»
- تام هم همين فكر را كرد. ديگر هيچكس نميخواست زمين را بخرد. در نهايت، تام 2 دلار دارد و دارايي خالص او 2 دلار است. جان 2 دلار به ژاك بدهكار است و زميني كه فكر ميكرد 4 دلار ميارزد حالا
1 دلار ارزش دارد. بنابراين دارايي خالص او 1 دلار است. ژاك 2 دلار به جان قرض داده است، اما چه قرضي! اگر چه دارايي خالص ژاك هنوز 2 دلار است اما قلبش بد جوري ميزنه.
دارايي خالص كشور 3 دلار شد!
- خب چه كسي 3 دلار از كشور دزديده است؟
البته قبل از اينكه حباب بتركد جان فكر ميكرد زمينش 4 دلار ميارزد. در واقع قبل از تركيدن حباب، دارايي خالص كشور روي كاغذ 6 دلار بود. جان چارهاي جز اعلام ورشكستگي ندارد. ژاك هم زمين
1 دلاري را به جاي قرضش از جان ميگيرد. حالا تام 2 دلار دارد. جان ورشكسته است و دارايي خالص او صفر دلار است (همه چيز را از دست داده است). ژاك هم چارهاي ندارد جز اينكه به زمين 1 دلاري اكتفا كند.
پس دارايي خالص كشور 3 دلار است.
- تام برنده است. جان بازنده است. ژاك هم خوششانس است كه دارايي اوليه خود را دارد!
_________________________________
- وقتي حبابي در حال شكلگيري است ديون افراد به يكديگر افزايش مييابد.
- داستان اين جزيره يك سيستم بسته است و كشور ديگري وجود ندارد و بنابراين بدهي خارجي نيز وجود ندارد. ارزش دارايي تنها بر اساس پول جزيره محاسبه ميشود. بنابراين ضرري در كل وجود نخواهد
داشت.
- وقتي حباب ميتركد، افراد داراي پول نقد برنده هستند. افراد داراي مال يا قرض بازنده هستند و در بدترين حالت ورشكسته ميشوند.
- اگر در اين كشور نفر چهارمي هم با 1 دلار بود اما وارد اين بازي نميشد نه ميبرد نه ميباخت اما ميديد كه ارزش پولش بالا و پايين ميرود.
- وقتي حباب در حال بزرگ شدن است همه پول بيشتري به دست ميآورند.
- اگر شما باهوش باشيد و بدانيد حبابي در حال بزرگ شدن است، ميارزد كه پول قرض كنيد و وارد بازي شويد اما بايد بدانيد چه زماني همه چيز را به پول نقد تبديل كنيد.
- همانند زمين، اين پديده براي كالاهاي ديگر صادق است.
- ارزش واقعي زمين يا ديگر كالاها وابستگي زيادي به رفتار رواني جامعه دارد.
- نوشته شده توسط محمد استرابي در تاريخ 1390/10/19 ساعت 9:28:41
-
(2 نظر)
-
(نظر بدهيد)
فيلترينگ
همانطور كه ميدانيد برخي از سايتها در ايران فيلتر نمي باشد و اصولا سايتهايي هم كه فيلتر مي باشند خوب مصلحت نيست كه ما آنها را ببينيمدر همين راستا كميته فيلترينگ ايران تشخيص داده اند كه مصلحت نيست ما سايت رسمي رييس تشخيص مصلحت نظام را ببينيم!!!!
اينجاست كه بايد گفت مملكته داريم
آدرس سايت رييس تشخيص مصلحت نظام
Http://www.hashemirafsanjani.ir
- نوشته شده توسط محمد استرابي در تاريخ 1390/10/12 ساعت 10:30:07
-
(1 نظر)
-
(نظر بدهيد)
نقدی کردن یارانه ها
امروز سالروز هدفمندي يارانه هاست البته هدفمندي که چه عرض کنم نقدي کردن يارانه ها چون تنها چيزي که در آن نمي توان ديد هدفمندي استپارسال به اين موقع هر دلار آمريکا 1068 تومان بود و امروز 1440 تومان يعني شما پارسال با يارانه 45500 توماني خود 42.6 دلار مي توانستيد بخريد و امروز 31.6 دلار يعني 26 درصد قدرت خريد شما کمتر شده است (اگر با سکه هم محاسبه کنيم به همين اعداد خواهيم رسيد)
البته اگر از احمدي نژاد سوال کنيد احتمالا 26 درصد هم وضعتان بهتر شده است
در اين يکسال تصميمات خلق الساعه بسياري گرفته شده که بعضا نتيجه اش در همين يکسال مشخص شده و بعضي ديگر نيز صدايش در آينده اي نه چندان دور بگوش خواهد رسيد
خنده دار ترين و نزديکترين آنها هم همين داستان کم کردن قيمت سکه توسط بانک مرکزي بود در ماه گذشته قيمت سکه حدود 630000 تومان بود و آقاي بهمني گفت که اين حباب را مترکانيم در عرض 3 روز قيمت سکه بانکي را 80000 تومان کم کردند ولي قيمت سکه ازاد کمتر از 20000 تومان کم شد و صفهاي شبانه جلوي بانکها و حکايتي که همه از آن خبر داريد و بعد دوباره قيمت را افزايش دادند تا دلالان از اين فاصله قيمتي سوء استفاده نکنند و جالب آنکه در در دو تصميم شجاعانه جلوي دوربين آمده و آن تصميم را جزء افتخارات خود اعلام کردند
جمله زير را هم آقاي احمدي نژاد اخيرا گفته اند که خواندنش خالي از لطف نيست:
"شما نميدانيد، پيشرفتهاي ايران در عرصههاي مختلف چگونه دل ملتهاي آزاديخواه را شاد ميكند، وقتي ما هدفمندي يارانهها را با موفقيت اجرا كرديم از 100 كشور تماس گرفتند كه متخصصان خود را به كشور ما بفرستيد، وقتي ما الگوي مسكن مهر را اجرا كرديم از ما خواستند كه اين الگو را در كشورهاي آنها هم اجرا كنيم."
ما کلا 200 تا کشور نداريم يعني نصف کشورهاي جهان خواهان اجراي هدفمندي يارانه ها در کشورشان بدست متخصصان ما مي باشند؟؟؟
آقاي احمدي نژاد محض رضاي خدا بس کنيد يا اينکه لطف کنيد و اسامي اين 100 کشور را اعلام کنيد
ظريفي مي گفت دوستان قدرت مديريت ما تحت مرغ را ندارند و تخم مرغ هر روز با يک قيمت از آن بيرون مي آيد آنوقت مدعي مديريت جهان هستند
خدا به داد همه ما برسد ...
- نوشته شده توسط محمد استرابي در تاريخ 1390/09/30 ساعت 6:51:58
-
(3 نظر)
-
(نظر بدهيد)
رادیو | خود سانسوری در حد تیم ملی...
خاکبازی | بانک هایی که خاک بازی می کنند...
حباب | حبابی در حال شکل گیری است...
فيلترينگ | مصلحت هست يا نيست؟...
نقدی کردن یارانه ها | سالروز نقدی کردن یارانه است و ...
نامه امام حسین (ع) به معاویه | بخشی از نامه امام حسین (ع) به معاویه...
جعبه طلائي خرافات | سلطه گر و خرافات...
زاغ و روباه | روباهه داشت شماره ميگرفت ...
من رفتنی ام | همه دکترها جوابش کرده بودند حتی خارجی ها...
نیلی و قهوه ای | رنگ زندگی قهوه ای شده است...
انتگرال بگیر | یکی دیگر از کاربردهای انتگرال...
محاسبات ساده | رابطه خوشبختی و تخم مرغ و ریاضیات...
حکایات و روایات | سخاوت در دو روایت و حکایت...
3000000000000 | اخبار 3 هزار میلیاردی ...